العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

139

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

ولى شيطان باشى » يعنى همدوش او شوى در لعن و عذاب يا در روش او بمانى كه سخت‌تر است از عذاب چنانچه رضوان اللَّه بالاتر است از ثواب . « و شياطين را البته حاضر كنيم » روايت است كه كفار با همگنان خود از ديوان محشور شوند كه آنها را گمراه كردند و با هم بيك زنجير بسته‌اند . « أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ » طبرسى گفته - 6 : 530 - مجمع - يعنى آنها را وانهاديم كه وسوسه كنند و گمراه سازند و به زور جلو آنها را نگرفتيم ، و اين را بر سبيل مجاز ارسال خوانده است ، و گفتند : يعنى شياطين را بر آنها مسلط كرديم و اين هم همان معنا را دارد « تا آنها را برانند راندنى » از طاعت بسوى گناه يا مقصود اينست كه آنها را ببدكارى وادارند تا بدوزخشان كشانند از ابن جبير است . « وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ » رازى گفته : يعنى در دريا غوص ميكردند و برايش جواهر درمىآوردند و از آن به كارهاى زبون كشانده ميشدند چون ساختن شهرها و كاخها و اختراع صنايع شگفت‌آور كه فرمود : « ميساختند برايش هر چه ميخواست از محاريب و تماثيل » و صنعتها كه پديد كردند مانند حمام ساختن و نوره كشيدن و آسيا ، و شيشه‌سازى و صابون‌سازى ، و ظاهرش اينست كه همه مسخر او بودند و روايت است كه خدا كفار آنها را مسخر او كرد نه مؤمنانشان را به دو وجه . 1 - تعبير از آنها بشياطين ديوان كه بمؤمنان نگويند 2 - اينكه فرموده ما نگهبان آنهائيم زيرا مؤمنى كه بكارى گماشته شود نياز بنگهبان ندارد تا فساد نكند ، و اين تنها در كافر است . و در « كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ » چند وجه گفتند : 1 - خدا گروهى از فرشته‌ها يا از مؤمنان پريان بدانها گماشته بود تا آنها را پاسبانى كنند . 2 - دل آنها را مسخر او كرد كه فرمان بردن او را دوست داشتند و از نافرمانى